فرارسیدن ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین (ع) و یارانشان را تسلیت عرض می نمایم.

توسل، واسطه قرار دادن چیزی میان خود و مطلوب است. وسیله بر دو نوع است: گاهی از امور مادی است، مانند آب و غذا که وسیله رفع تشنگی و گرسنگی است و زمانی نیز از امور معنوی است، مثل گناه کاری که خدا را به مقام و جاه یا حقیقت پیامبر صلی الله علیه و آله قسم می دهد تا از گناهش بگذرد. در هر دو صورت وسیله لازم است؛ زیرا خداوند جهان افرینش را به بهترین صورت آفریده است ...
ادامه مطلب...
توسل، واسطه قرار دادن چیزی میان خود و مطلوب است. وسیله بر دو نوع است: گاهی از امور مادی است، مانند آب و غذا که وسیله رفع تشنگی و گرسنگی است و زمانی نیز از امور معنوی است، مثل گناه کاری که خدا را به مقام و جاه یا حقیقت پیامبر صلی الله علیه و آله قسم می دهد تا از گناهش بگذرد. در هر دو صورت وسیله لازم است؛ زیرا خداوند جهان افرینش را به بهترین صورت آفریده است ...
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم
ولایتپذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.
ما وبلاگنویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود میدانیم تجدید بیعت خود با ولیفقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایتها و همراهیهای ما با گروهها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزشهای الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبستهایم و مرزهای اعتقادیمان را با تمام وجود حراست میکنیم.
ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین میخواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرفهای حاشیهای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.
تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی
هوالحبیب
سوریه یا بحرین؟
زمانی که غزه زیر بمباران اسراییلی ها شب را به روز می رساند، و وهابیون سعودی با آمریکایی ها و اسراییلی ها توافق کرده بودند که تا به زمین زدن دولت مردمی حماس، حملات ادامه پیدا کند، تنها چند کشور محدود به حمایت از مردم بی پناه غزه برخاستند، مردمی که چندین ماه محاصره را از سوی اسراییل و رژیم نامبارک مصری تحمل کرده بودند و آن روزها برای اقلام دارویی مورد نیاز مجروحان با مشکلات زیادی مواجه بودند. ایران، لبنان، سوریه، ترکیه، ... کشورهای انگشت شماری بودند که دولتهایشان به میدان آمدند در حمایت از غزه! والبته این حمایت دولتی دارای یک پشتوانه ی قوی مردمی بود که در همان ایام در تجمعات انبوه مردمی خود را نشان داد.
اما در همان ایام در جمهوری اسلامی که همیشه کمک به مظلومان و مستضعفان را یکی از اهدف خود می دانسته، دو جریان به مقابله و سم پاشی علیه حمایت های مردمی کرد. گروه اول متجددینی که خواستگاه شان جریان روشنفکری اصلاح طلبانه ای بود که در ظاهر ادعا می کرد وظیفه ی ایران پرداختن به ایران است نه کشوری دیگر! اما در باطن تامین کننده ی منافع آمریکایی ها و اسراییلی ها در منطقه بوده است که شاهد تاریخی آن نامه تاریخی دولت آقای خاتمی به کاخ سفید مبنی بر عدم حمایت از مقاومت لبنان و فلسطین و کمک به خلع سلاح آنهاست! اما گروه دوم متحجرینی که ریشه از جریانات انجمن حجتیه داشت و سعی در القای این گفته ی دروغ که مردم غزه ناصبی اند و دشمن شیعه؟!!! و این در حالی بود که در غزه به اسم ائمه معصومین مسجد بنا شده بود! این گروه هم در واقع تکمیل کننده ی همان پازل دشمن بودند و در عمل فرقی با گروه متجددین ندارند و بلکه شاید خطرشان بیشتر! چرا که عَلم دین را بلند کرده بودند بر خلاف گروه اول که دین را امری نسبی و خدشه پذیر و غیر قابل اتکا می داند.
اما در حوادث بحرین دوباره همان داستان غزه، اما به شکلی دیگر در حال تکرار است. متجددین که ماهیت خود را در جریانی تحت عنوان جنبش سبز به ضد انقلاب معرفی کرده بودند با شعار معروف و شناخته شده و البته شرم آور «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» دوباره به تامین منافع غرب در داخل ایران اهتمام ورزید! برای تحلیل کنندگان سیاسی مشخص بود زمانی که دومینوی عربی از تونس و مصر اغاز شد و در واقع غرب و به خصوص امریکایی ها دچار شک اولیه شدند درصدد برخواهند آمد، با توجه به انکه نتوانستند در مرحله اول جلوی وقوع سیل خشم مردمی را بگیرند پس خواست مردم را منحرف کنند و بر موج خروشان مردم ، موج سواری کنند. کاری که هم در مصر و هم در تونس تا به امروز به دلیل حضور مردم در صحنه بصورت کامل عملیاتی نشده است. در کنار این دومینوی مردمی در کشورهای عربی که اکثریت مردم را در مخالفت با نظام هایی که عملا تبدیل به نوکرهای آمریکا در منطقه شده بودند به قیام واداشته بود، استفاده از فرصت برای کشورهایی که حاکمان آنها حاضر نبودند زیر بلیط استکبار هم بروند در دستور کار قرار گرفت.
امری که در ایران همان گروه متجدد در 25 بهمن 1389 به دنبال آن بود که با هوشیاری مردم خنثی شد و در عراق هم با موضع گیری آقای سیستانی و حضور مردم عراق خنثی شد. اما در این بین در سوریه به دلیل مشکلات ساختاری که در نظام حکومتی سوریه وجود داشت بصورت بالقوه این آمادگی در بخشی از جامعه برای همراهی با این بازی دشمنان جریان مقاومت در منطقه وجود داشت که منجر به کشته و زخمی شدن تعدادی از شهروندان سوری شد!
با آغاز آشوب های خیابانی در سوریه دو هدف اصلی آمریکایی ها از این اتفاقات به نتیجه رسید، اولا درگیر کردن کشورهای جریان مقاومت به مسائل داخلی خود و غافل کردن آنها از تحولات منطقه، دوم انحراف افکار عمومی جهان از جنایات خود در لیبی و بحرین و یمن به موضوع تحولات سوریه! که این دو هدف، فرصتی را برای آنها به وجود می آورد که انقلاب هایی را که نتوانسته بودند وقوع شان را پیش بینی و متوقف کنند در فرصتی که به وجود آمده است با خشونت متوقف کنند و بازی حقوق بشر را بر سر سوریه و ایران دوباره پیاده کنند تا دست خودشان در هر جنایتی در بحرین و لیبی باز باشد!
در ایران هم گروه متجددین و متحجرین هم برای تکمیل پازل دشمن بصورت آگاهانه با هم متحد شدند. متجددین شروع به پرداختن به تحولات سوریه به جای تحولات بحرین کرد، و این شبهه را ایجاد کردند که سوریه با بحرین چه فرقی دارد؟ چرا بحرین را در اولویت قرار داده است نه سوریه را؟
اما پروژه سوریه هم مانند ایران به شکست انجامید و البته پروژه متجددین تامین کننده منافع غربی ها در ایران هم. اما چرا؟
باید گفت اول اینکه در بحرین یک نیروی اشغالگر وارد خاک بحرین شده است و به کشتار مردم می پردازد و در سوریه درگیری بین طیف های مختلف سوری است.برای همین هم هست که بعد از ادعای مضحک شورای همکاری خلیج فارس که ایران را متهم ، به دخالت در کار کشورهای عربی کرده است ، دفاع ما بر اساس منطق مشخصی است که بگوییم اگر اظهار نظر چهار نماینده ایران در مورد بحرین دخالت است پس حضور نیروهای نظامی عربستانی و اماراتی در کشوری دیگر نامش چیست؟
دوم اینکه جمهوری اسلامی حتی برای مسئله فلسطین این راه حل را پیشنهاد کرده است که بر اساس انتخابات بین مردم واقعی فلسطین تعیین نوع و شکل حکومت بر عهده خود آنها باشد.و راه حل خود را برای تمامی کشورهای عربی مفید می داند و پیشنهادش هم برای تمام کشورهایی که این روزها در گیر این وقایع هستند عملی است، و البته آمریکا با این نگاه مخالف است چرا که هر کشوری، مردم در انتخاب مسئولینش آزاد باشند، و دموکراسی به معنای واقعی پیاده شود دولتی مخالف سیاست های امریکا در منطقه به وجود میآید که نمونه هایش ترکیه ، عراق و افغانستان است. لذا خود غربیها هم به این نتیجه رسیده اند که انتخابات در کشورهای عربی یعنی برد جمهوری اسلامی در منطقه .
همین امر در سوریه بعد از چند روز آشوب خیابانی نشان داد با به میدان آمدن مردم در حمایت از نظام فعلی سوریه ،که دولت سوریه بر خلاف موج سازی هایی که رسانه های آمریکایی و اسراییلی راه انداخته اند مورد قبول اکثریت مردم اند.
لطیفه مضحک این روزها ان است که ادعا می کنند که نیروهای ایرانی به سوریه رفتند تا جلوی معترضین را بگیرند و آنها را کشته اند تا هم توجیه ای برای قضیه ورود سعودی ها به بحرین جور کنند و هم افکار عمومی داخل کشورا را منحرف کنند. دروغ نخ نمایی که قبلا در ماجرای فتنه 88 در ایران هم از سوی ضد انقلاب سبز مطرح شد، که جمهوری اسلامی از حزب الله لبنان نیرو آورده است برای مقابله با آشوب های خیابانی. و البته در هنگام سفر رییس جمهور ایران به لبنان هم باز همین ادعای مضحک مطرح شد که از ایران مردم را برده اند به لبنان برای استقبال از احمدی نژاد!
به هر حال هیچ دولتی بی عیب و نقص نیست! و دولت سوریه هم در مقابله با آشوب های سازماندهی شده این روزها شاید نتوانسته باشد به نحو صد درصدی وضعیت را کنترل کند ولی پشتوانه ی مردمی بشار اسد مسلما سوریه را از این وضعیت نجات خواهد داد.
مسلمانان جهان اسلام در موضع گیری هایشان هر دولت و مسئولی را که تامین کننده منافع غربی باشد و با صهیونیست ها رابطه ی مسالمت آمیز دارد منفور می دانند و در مقابل حامیان مردم فلسطین و مقاومت را می ستایند، امری که در مورد سید حسن نصرالله، محمود احمدی نژاد، رجب طیب اردوغان و بشار اسد اتفاق افتاده است و عصبانیت صهیونیست ها را به همراه داشته است.
صبح دوشنبه مشهد و دانشگاه فردوسی میزبان دو شهید گمنام بودند ...
شهیدانی که اینبار آمدند تا بمانند .
آمدن تا ثابت کنند همیشه در میدانند ... همیشه پشتیبان ولایت .
شهیدانی که از راه دور و به طلب زیارت امام رئوف حضرت رضا (ع) به مشهد آمدند.
این روزها هوای مشهد زلال و پاک است و آسمان مشهد نورانی تر از هر زمان دیگر...
این روزها خورشید و ستارگان کنار هم می درخشند .
پلاک و نشانی ندارد ... آری پلاک ندارد تا نام و نشانی برایش بیابند ، نامی که بر خاک یادگار شود. آری ... اما او این نام زمینی را ... نه این نام را نمی خواهد .او عاشق محبوب خویش است و هم اوست که نام آنان را که عاشقش شدن و آنانکه از این قفس دنیا گریختند را بر آسمان حک می کند تا همیشه چون ستارگان بدرخشند.
او عاشق امام و ولایت است ... چرا که فرزند مادری است که بزرگ زنام عالم است ، مادری که محبوب او را آرامش و تکیه گاه اسلام و ولایت قرار داد ، مادری که خواست مزارش گمنام بماند؟! که مبادا آنانکه ولایت را قبول ندارند ...آنانکه همیشه دم از دوستی زدند و دشمنی کردند بر مزارش نماز گزارند و اینک این است پیکر فرزند آن مادر ... پیکر شهیدی که افتخارش ارادت به اهل بیت(ع) و مادر گرانقدرشان حضرت زهرا (س) بوده است و حال راز گمنامی او در این است ... حال او صاحب مادران و پدران و خویشان بسیاری است .
او شهادت را برگزیده و گمنامی را .... چرا که دانسته خون شهید تا ابد بر صفحه تاریخ پابرجاست...
اما نام اوست که ملائک بالا می برند ...
اینک گمنام ماییم نه او ...

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس از کشف پیکر شهید برونسی طی عملیات ویژه ای در شرق دجله بعد از گذشت 27 سال خبر داد.
سردار سید محمد باقرزاده امروز در نشست خبری در مشهد اظهار داشت: پیکر شهید برونسی طی عملیات ویژه ای در شرق دجله به همراه 12 شهید دیگر پیدا، و به میهن منتقل شد و در روز شهادت حضرت زهرا (س) همزمان با دهه دوم در مشهد تدفین می شود.
وی افزود: از این شهید پلاک هویت، بخشی از صفحات قرآن به همراه جانماز و مهر، سربند لبیک یا خمینی(ره) و لباس بادگیر خاکی منقوش به آرم سپاه پیدا شده است.
رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس پیدا شدن پیکر بی سر شهید برونسی را به مردم متدین و شهید پرور مشهد بویژه خانواده شهید تبریک گفت و بیان کرد: به همه دولتمردان توصیه می کنم از این شهید بزرگوار درس تبعیت از ولایت فقیه بگیرند.
باقرزاده خاطرنشان کرد: این شهید سر در بدن ندارد، اما بر آرمان های خود استوار است.
شهید برونسی در سال 1321 در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت حیدریه، قدم به عرصه هستی نهاد. نام زیبنده اش گویی از لحظه هایی نشأت می گرفت که در فرمایش « الست بربکم»، مردانه و بی هیچ نفاقی، ندا در داد:«بلی»؛ عبدالحسین.
روحیه ستیزه جویی با کفر و طاغوت، از همان اوان کودکی با جانش عجین می گردد؛ کما این که در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی، و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند.
در سال 1341 به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار می گیرد.
سال 1347 سال ازدواج اوست. برای این مهم، خانواده ای مذهبی و روحانی را انتخاب می نماید و همین، سرآغاز دیگری می شود برای انسجام مبارزات بی وقفه او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور؛ همین سال، اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی ( مثل اصلاحات ارضی)، به اوج خود می رسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده اش به شهر مقدس مشهد و سکونت در آنجا می انجامد، که این نیز فصل نوینی را در زندگی او رقم می زند.
پس از چندی، با هدفی مقدس، به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و رفته رفته، در کنار کار، مشغول خواندن دروس حوزه نیز می شود. بعدها به علت شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتنهای پی در پی و شکنجه های وحشیانه ساواک، و نیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود او در گروه ضربت سپاه پاسداران، از این مهم باز می ماند.
با شروع جنگ تحمیلی، در اولین روزهای جنگ، به جبهه روی می آورد که این دوران، برگ زرین دیگری می شود در تاریخ زندگی او.
به خاطر لیاقت و رشادتی که از خود نشان می دهد، مسئولیت های مختلفی را برعهده او می گذارند که آخرین مسئولیت او، فرماندهی تیپ هجده جوادالائمه (سلام الله علیه) است، که قبل از عملیات خیبر، عهده دار آن می شود.
با همین عنوان، در عملیات بدر، در حالی که شکوه ایثار و فداکاری را به سر حد خود می رساند، مرثیه سرخ شهادت را نجوا می کند.
تاریخ شهادت این سردار افتخار آفرین، 23 اسفندماه 1363 می باشد که جنازه مطهرش، مفقودالأثر می شود.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
هوالحبیب
کاش دروغ باشد!
کاش دروغ باشد! کاش اخبار بحرین و یمن و لیبی دروغ باشد! کاش دروغ باشد که «آیات القرمزی» را جلوی چشم مادرش گرفتند و بردند نیروهای آل الشیطان...!
کاش دروغ باشد آنچه از سرنوشتش می گویند! کاش ما نشنیده بودیم نهیب علی(ع) را که تن مردان مسلمان را ۱۴۰۰ سال است می لرزاند که چرا نمردید از درد ربودن خلخال از پای زن یهودی! و الان چه کنیم از این درد! از درد ربودن دختر شیعه! از درد ...
کاش دروغ می بود که رقیه(س) سیلی خورده از دست اجداد آل سعود و آل خلیفه! کاش دروغ می بود آنچه بر زینب (س) رفت در شام! کاش دروغ بود روضه گوش و گوشواره! کاش دروغ بود روضه خیمه ی نیم سوخته! کاش دروغ بود روضه عصر عاشورا! کاش دروغ بود روضه کوچه مدینه و سیلی به مادر! کاش دروغ بود روضه ی در و دیوار! کاش ...
کاش چشم نداشتیم که ببینیم و گوش که بشنویم، شاید دیگر تکلیفی هم نمی داشتیم! گویا گِل سرنوشت شیعه را با درد و رنج سرشته اند! گویا قرار است محک بزنند عیار غیرت مردان عالم را ! و عیار مسلمانی ما را!
اگر که گفته اند «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، پس همیشه عاشورایی هست که در کربلای امتحان، باید ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام زمانت را لبیک بگویی! که اگر تعلل کنی از کاروان عشق جا خواهی ماند.
پی نوشت 1: متن بالا را قبل از خبر شهادت این شاعر شجاع بحرینی نوشتم هر چند اخبار ضد و نقیض از بحرین بسیار است و خبر شهادتش را تایید نکردند.آیات چه شهید شده باشد و چه نه پیروز این جنگ نابرابر است چرا که در مکتب حسین (ع)و زینب (س)خون بر شمشیر پیروز است.
به هر حال او هم سندی دیگر است بر مظلومیت شیعه! کوچه های بحرین بوی فاطمیه می دهد این روزها!
پی نوشت 2:
نامه به شورای شهر مشهد برای تغییر نام خیابان منتهی به کنسولگری رژیم ال شیطان
نمایندگان محترم شورای اسلامی شهر مشهد
بیش از دو ماه از آغاز قیام های مردمی در منطقه و کشتار مردم بحرین می گذرد. سوال مهمی که مطرح است آن است که شورای محترم شهر مشهد و یا سایر مسوولان آن در جهت حمایت از این مردم مسلمان چه اقدامی انجام داده اند؟
در همین راستا دانشجویان مسلمان دانشگاه های مشهد پیشنهاد می کنند که خیابان کفایی، منزل سرکنسولگر دولت ستمگر آل سعود به نام اولین زن شهیده بحرینی بهیت العرادی و خیابان مولوی محل کنسولگری عربستان به نام شهدای بحرین تغییر یابد. لذا انتظار ملت ایران به ویژه مردم مشهد آن است که به این حداقل وظیفه مسلمانی خود عمل کنید.
دانشجویان مسلمان دانشگاه های مشهد وتشکل های ذیل:
بسیج دانشجویی دانشگاه های فردوسی، علوم پزشکی، آزاد، پیام نور جامعه اسلامی دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پیام نور
منبع : وبلاگ قمارباز
ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) را به محضر آقا امام زمان عجل الله و مقام معظم رهبری و تمام دوستان تسلیت عرض میکنم.
از حضرت زهرا (س) : كه پدرم به من فرمود : " هركس بر تو صلوات بفرستد خداوند متعال اورا بيامرزد ودر هرجاي از بهشت كه باشم ، اورا به من ملحق سازد ."
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر مستودع فیها به عدد ما احاط به علمک

در همبستگی با برادران دینی مان در کشورهای مسلمان
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8912050321
http://www.snn.ir/news.aspx?newscode=13891205029
http://alef.ir/1388/content/view/96664/
اینگونه نوشتم چرا که :
ندانستم چرا آنان که دم از امام و راه امام می زدند ، روز به روز دشمنیشان را با یادگار امام و خط امام آشکارتر می کنند.
ندانستم چرا جشن بزرگ انقلاب ما ۲۲ بهمن باید خراب شود چرا که گروهی دیگر تمایلی به ماندن انقلاب و ولایت ندارند.
چرا دانشگاههای ما به جای مکانی برای حفظ ارزش های انقلاب مکانی شده اند که گروهی انقلاب را زیر سوال می برند.
چرا دیگر نمی شود روی کسی حساب باز کرد و فرزندان بزرگان و انقلابیان دیروز امروز شمشیرهاشان را از رو بسته اند و یا بهتر بگوییم پنهان کرده اند و به جایی که آن را بر دشمن برکشند به اصحاب انقلاب از پشت ضربه می زنند.
چرا لبخند رهبرم با غم چشمانشان در هم آمیخته شده و کلامشان امروز أین عمار شده است .
ذهنم پر شده از چراهایی که جوابی منطقی برایشان نمی یابم.
خدا را شکر که هردم از این باغ بری می رسد. برادر بزرگوارمان آقای مطهری در این وضعیت که دشمنان به هر دری می زنند که انقلاب و ایران را زیر سوال برند به جایی که سعی در جلوگیری از این تنش ها کنند ، لطف کردند و بهانه ای دادند به دست فتنه گران و دشمنان ملت ما .
و سوالاتی که واقعا دوست دارم ایشان (آقای مطهری) به آن پاسخ دهند :
۱- آیا این بود راه و رسم استاد شهید مرتضی مطهری (ره) ؟
۲- مگر نه اینکه آقایان موسوی و کروبی در کشور فتنه و آشوب به راه انداختند و این کار از نظر شما کمرنگ کردن اشتباهات آنان نیست؟
۳- آیا شما انتقاد و مخالفت را با هم اشتباه نگرفته اید؟
۴- محاکمه سران فتنه لازم است ، ولی آیا هدف قرار دادن رئیس جمهورمان در این شرایط صحیح است؟
شاید من از سیاست بی اطلاع باشم ولی این بزرگان و خواص که مطلعند چرا اینگونه رفتار می کنند.
هنوز هفته ای بیشتر از شهادت برادرمان شهید صانع ژاله نگذشته به گونه ای دیگر قلب ملت و خانواده شان را به درد می آورند.
با امید به اینکه خدا خود رهبر ما ، اسلام و انقلاب و کشور ما و خواص و ملت ما را حفظ کند.
اللهم عجل لولیک الفرج
ان شاءالله که انقلاب اسلامی ما به انقلاب جهانی مولامان صاحب الزمان (عج) متصل گردد.
والسلام

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
از مناجات شهید چمران
با سلام خدمت دوستان و میهمنان وبلاگ
همانطور که در جریانید این روزها دوباره عطر سفر راهیان نور و شهدا در شهرها طنین انداز شده، حقیقتش این پست را گذاشتم برای اینکه از همه بخواهم در هر زمان که می توانند البته اگر لایق بدانند برای من هم دعا کنند چرا که سالهاست در آرزوی سرزمین نور و دیدار شهدا می سوزم ،حتما صلاح در این است که تاکنون قسمت نشده ولی مدتی است که دلم گرفته از ... دیگر واقعا...
بگذریم التماس دعای مخصوص
دعا کنید که خدا بخواهد و امام زمان(عج)و شهدا بطلبند.
" من فریادم! که در سینه مجروح جبل عامل در خلال قرنها ظلم و ستم محفوظ شده ام."
"من ناله دلخراش یتیمان دل شکسته ام که درنیمه های شب از فرط گرسنگی بیدار می شوند و دست محبتی وجود ندارد که برای نوازش آنها را لمس کند، از سیاهی و تنهایی می ترسند. آغوش گرمی نیست که به آنها پناه بدهد. "
"من آه صبحگاهم که از سینه پر سوز بیوه زنان سرچشمه می گیرم و همراه نسیم سحری به جستجوی قلبها و وجدانهای بیدار به هر سو می روم و آنقدر خسته می شوم که از پای می افتم. نا امید و مأیوس به قطره اشکی مبدل می شوم و به صورت شبنمی در دامن برگی سقوط می کنم. "
"من اشک یتیمانم که دل شکسته در جستجوی پدر و مادر به هر سو می دوند، ولی هر چه بیشتر می دوند کمتر می یابند. وای به وقتی که یتیمی بگرید که آسمان به لرزه در می آید."
" از مناجات شهید چمران "
شهید احمد کاظمی در وصیتنامه خود نوشته است:خداوندا خود می دانم بد بودم و چه کردم که از کاروان دوستان شهیدم عقب مانده ام و دوران سخت را باید تحمل کنم. ای خدای کریم، ای خدای عزیز و ای رحیم و کریم، تو کمک کن به جمع دوستان شهیدم بپیوندم.

ادامه مطلب...








