پروفسور "جرج جرداق" مسیحی، در کتاب "امام علی صوت العدالة الانسانیة" می گوید: بعضی از خطبه های امام علی را بیش از دویست بار خواندم و سیر نشدم، یا جناب علامه ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید: خطبه شقشقیه را من ده ها بار مطالعه کردم و سیراب نگشتم.

خطبه های "سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی" نه جزء سخنرانی، نه جزء نامه و نه جزء کلمات قصار است، لذا سید رضی اصلا این خطبه سلونی را در نهج البلاغه نیاورده است. شارحان نهج البلاغه مثل ابن ابی الحدید و ... بخشهایی از این خطبه سلونی را در کتاب‌هایشان آورده اند.

این مجموعه سوال و جواب ها که معلوم می شود چندین منبر سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی بوده است، و حدود هفتاد و نه پرسش و پاسخ است که تعدادی از آن ذکر می شود:

اول: اولین سوال کننده از گوشه‌ی مسجد کوفه برخاست و پرسید:
یا علی، به من بگو از اینجا که من ایستاده ام تا عرش خدا چقدر فاصله است؟


امیرالمومنین فرمود: اولا فاصله فرش تا عرش، یک فاصله‌ی مکانی نیست که من به تو بگویم از اینجا تا عرش چقدر فاصله است ؟ اما اگر یک مومنی خالصانه بگوید لا اله الا الله و این کلمه توحید را بر زبان خود جاری سازد، او فاصله فرش تا عرش را پیموده است ، فرش و عرش را به یکدیگر دوخته است .
و بعد در ادامه فرمود : اگر می خواهی عرش پروردگار رحمان را جستجو کنی، بدان قلب یک انسان مومن عرش پروردگار رحمان است‌‌.
اولین سوال کننده جواب سوال خود را گرفت و نشست .
 
دوم: سائل دوم از گوشه‌ی دیگر مسجد برخاست ، پرسید:


یا علی، به من بگو واجب کدام است ؟ واجب تر کدام است؟
نزدیک کدام است؟ نزدیک تر کدام است؟
عجیب کدام است؟ عجیب تر کدام است؟
مشکل کدام است ؟ مشکل تر کدام است ؟
امیرالمومنین در پاسخ فرمود:
واجب، ترک گناه است و واجب‌ تر از آن توبه‌ی از گناه است.
نزدیک، قیامت است و نزدیک تر از آن مرگ است.
عجیب، بی‌وفایی دنیاست و عجیب تر از آن دل بستن به این دنیای بی‌وفاست.
مشکل، سرازیر قبر شدن است و مشکل تر از آن با دست خالی سرازیر قبر شدن است.
این سائل دوم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست.
 
سوم: سائل سوم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:


یا علی، به من بگو من از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول کرد؟
از کجا بفهمم خدا گناهان مرا آمرزیده است ؟
از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول نکرد و مردود اعلام شد؟
از کجا بفهمم خدا گناهان مرا نیامرزید و در نامه ی عمل من ثبت شد؟

امیرالمومنین فرمود:
اگر یک عبادتی انجام داده اید و بعد از آن عبادت ، خدا به شما توفیق داد عبادت دوم را انجام بدهید، آن عبادت دوم دلیل بر آن است که خدا عبادت اول را از شما قبول کرد. چون عبادت اول تان را قبول کرد لذا به شما توفیق ورود به عبادت دوم را عنایت کرد.
اگر شما یک گناه و معصیتی مرتکب شدید، منتهی بعد از آن گناه خدا به شما توفیق داد یک طاعت و عبادتی انجام داده اید، این عبادت بعد از معصیت دلیل بر این است که خدا معصیت شما را آمرزیده است و مورد بخشش قرار داد لذا به شما توفیق داد که مرتکب طاعت و عبادتی‌‌ بشوید.

اگر اول یک طاعت و عبادتی انجام دادید، بعد از آن عبادت مرتکب گناه و معصیتی شدید، آن گناه ِ بعد از عبادت دلیل بر این است که خدا عبادت شما را قبول نکرد و مردود اعلام شد لذا مرتکب گناه شدید، چون اگر عبادت، عبادتِ مقبول بود می بایست شما را از گناه بازدارد. همین که بعد از عبادت معصیت کردید، این معصیت دلیل بر این است که آن عبادت مقبول نبود.
اگر یک گناهی انجام دادید و بعد از آن مرتکب گناه دوم شدید، آن گناه دوم دلیل بر آن است که خدا گناه اول تان را نیامرزید، لذا مرتکب گناه دوم شدید. اگر مرتکب گناه سوم بشوید، گناه سوم دلیل بر این است که خدا گناه دوم را بر شما نبخشید.
این سومین سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست.
 
چهارم: سائل چهارم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:


یا علی، بچه‌ای به دنیا آمد، این بچه یک تن دارد با دو سر. آیا با داشتن این دو سر، او یک نفر محسوب می شود و از پدر یک سهم ارث می‌برد یا دو نفر به حساب می آید و از پدر دو سهم ارث می برد؟
امیرالمومنین فرمود: این دو سر را بخوابانید، وقتی هر دو سر به خواب رفتند آنگاه آهسته، سر اول را از خواب بیدار کنید. اگر همزمان با بیدار شدن سر اول، سر دوم هم از خواب برخاست، معلوم می‌شود او یک نفر به حساب می‌آید و از پدر یک سهم ارث می‌برد. اما اگر با بیدار نمودن سر اول، دیدید که سر دوم همچنان در خواب است، معلوم می‌شود او دو نفر محسوب می‌شود و از پدر دو سهم ارث می‌برد.
سائل چهارم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست.
 
پنجم: سائل پنجم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:


یا علی، دو مادر بر سر دو بچه با هم به دعوا افتادند . این دو بچه یکی پسر است و دیگری دختر. مادر اولی می‌گوید پسر مال من است، دختر مال تو. مادر دوم می‌گوید نخیر، پسر مال من است، دختر مال تو. چگونه به دعوای این دو مادر خاتمه بدهیم؟
امیرالمومنین فرمود: دو ظرف بردارید، از شیر این دو مادر بدوشید، شیر دوشیده شده را وزن کنید، آن شیری که وزنش سنگین تر است، پسر مال اوست و آن شیری که وزنش سبک تر است، دختر مال اوست.
این پنجمین سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
 
ششم: سائل ششم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:


یا علی ، خدا در کتاب زبور داوود پیامبر وحی فرستاد که من چهار چیز را در چهار جا مخفی نمودم. به من بگو آن چهار چیز کدامند؟
امیرالمومنین فرمود:
1-خدا اولیای خود را در میان شما بندگان پنهان نمود پس هیچ بنده ای از بندگان خدا را کوچک مشمارید و او را مورد تحقیر قرار مدهید شاید او ولی ای از اولیای خدا باشد و شما ندانید.
2-خدا رضا و خشنودی خود را در طاعت و عبادت شما بندگان پنهان کرد پس هیچ عبادتی را کوچک مشمارید و از آن صرف نظر نکنید شاید رضای خدا در همان عبادت کوچک شما نهفته باشد و شما ندانید.
3-خدا خشم و غضب خود را در گناه و معصیت شما بندگان پنهان نمود، پس هیچ معصیتی را کوچک مشمارید و آن را مرتکب نشوید شاید خشم خدا در همان معصیت کوچک شما نهفته باشد و شما ندانید. 
4-خدا اجابت خود را در دعاهای شما بندگان پنهان کرد پس هیچ دعایی را کوچک مشمارید و از آن صرف نظر نکنید شاید اجابت خدا در همان دعای کوچک شما نهفته باشد و شما ندانید . 
این ششمین سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
 
ادامه دارد ....