من یک محجبه ام! لطفا مرا مسخره کنید

من یک محجبه ام.... لطفا مرا مسخره کنید.... همانگونه که:

نوح را مسخره کردند. (هود (11):38)

موسی را مسخره کردند. (شعراء (26): 25)

پیامبر قوم عاد را مسخره کردند. (احقاف (46): 26)

و در یک کلمه مسخره شدن، تنها شکنجه ی مشترکی بود که همه ی پیامبران آن را تجربه کردند. (حجر (15):11)

سخت ترین شکنجه ای که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد آمد. تا آن که خدا برای دلجویی رحمه للعالمین اینگونه فرمود: (اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند. (انعام(6):10 و رعد (13): 32 و انبیاء (21): 41).

 

اما بدانید خداوند وعده داده است: از آنان روی گردان! ما شرّ مسخره کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد. (حجر (15) :95)

تا در روز قیامت بگویند: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان (آیات او) بودم!» (زمر (39): 56).

 

 

پس مرا هم مسخره کنید!

 

مادرم زهرا(س) جلوی نابینا هم حجابش را حفظ کرد! من هم یک محجبه ام ! الگویم زهراست!

پس تا میتوانید مسخره کنید در من اثری نخواهد داشت.

 

حقیقتش من یکسال و نیم هست که دنبال کار می گردم و بگذریم از آن مکان هایی که سابقه کار برایشان حرف اول را می زد و بعضی مکان ها که واقعا کار در آنجا اصلا درست نبود و خودم دل و تن به کار در آنجا نمیدادم، بقیه مکان ها و بزرگواران هم میهنی و هم مذهبی و همشهری لطف می کردند و روابط عمومی بسیار خوب و عالی را که گویا منحصر و مختص به پوشش است را متذکر می شدند و چه سخت بود ... سخت!

اوایل خیلی اذیت می شدم و دلم می شکست، خیلی اوقات خدا رو شکر می کردم و می گفتم جایی که بخواهند مرا بخاطر بدحجابی و خنده و شوخی و ... استخدام کنند همان به که نکنند.

ولی فکر کنید که چه سخت است وقتی در خیابان راه میروی و بعضی دوستان و افراد خوش ظاهر امروزی که انگار ما در حد آنها نیستیم به دید خود بهتری و ... بهتون نگاه کنند و هرجا که برای مصاحبه میروید بجای اینکه بگویند تخصص و تجربه کافی را ندارید، بگویند که روابط عمومی کافی را ندارید و شاید با شما تماس بگیریم چه حالی پیدا می کنید؟!

مدتی طول کشید تا معنی و مفهوم واقعی روابط عمومی بالا را در جامعه امروز درک کنم.

و چه سخت است که در کشور اسلام و تشیع و انقلاب که ما را که سعی در حفظ ایمان هرچند ناچیز خود داریم به قدیمی بودن و ... و همچنین تنگ کردن جای افراد روشنفکرامروزی متهم می کنند، اما حقیقتا هر آنکس که ذره ای انصاف در وجودش باشد در می یابد که جای ما تنگ است!

ولی مدتی است که به لطف خدا سعی کردم که اینها را آزمایشی برای خودم در نظر بگیرم و گرنه که در شرایط عادی، مؤمن بودن و حفظ ایمان چه آسان است!

خلاصه متن بالا حال و روز من و خیلی افراد دیگر است و ان شاءالله که ما فردای قیامت شرمنده حضرت زهرا- علیها سلام- و همچنین آقا و مولامون حضرت مهدی –روحی فداه- نشویم.

و ان شاءالله که خدا همه ی ما را به راه راست و حقیقی و راه خودش هدایت  و ما را در راه خودش حفظ گرداند.

چون دنیا محل گذر است

نه ماندگاری!

خدایا ! برای دوستانم ایمان غواصهای والفجر هشت ،

شجاعت خط شکنان کربلای پنج ،

استقامت جانبازان شیمیایی ،

ثواب اشک جاماندگان از شهدا ،

سلوک شهید صیاد و عزت شهدای گمنام را در وقت افطار از درگاهت خواستارم.

شادی روح شهدا صلوات

 

هتک حرمت به مقام حجر بن عدی و جعفرطیار از یاران پیامبر

روز پنجشنبه تروریست‌ها، قبر «حجر بن عدی» صحابی حضرت علی علیه السلام را نبش کرده و پیکر وی را که هنوز سالم مانده را ربودند.

حجر بن عدی در سال 51 به همراه پسرش و تعدادی دیگر از صحابه توسط معاویه بن ابی سفیان به شهادت رسید. وی از یاران امام علی(ع) و فرمانده سپاه ایشان در جنگ نهروان علیه خوارج بود.

گروه تروریستی النصره وابسته به سازمان القاعده با صدور بیانیه‌ای‌ در فیس بوک مسئولیت حمله به آرامگاه «حجر بن عدی» را برعهده گرفت.

پس از نبش قبر حجر بن عدی صحابی پیامبر (ص) توسط جبهه تروریستی النصره، صدها وهابی تكفیری مرقد جعفر طیار را در اردن به آتش كشیدند.


 

پیوست:

واقعا نمی دانم غیرت شیعیان کجا رفته، فکر می کنم دشمنان احساس قدرت و افنخار می کنند که این چنین احساسات و اعتقادات شیعه و شاید بهتر بگوییم اعتقادات تمام مسلمین جهان را به بازی گرفته اند.

نمی دانم شاید من هم نفسم از جای گرم بلند می شود و فقط ادعا دارم، ولی  جدا که  جای نگرانی است،  چرا که اهانت به ساحت پیامبر(ص) و کلام وحی کافی نبود که حالا دشمنان اسلام و مسلمانان دست به نبش قبر و اهانت به دیگر ائمه و بزرگان اسلام می زنند.

تا جایی که این افراطیون و نمی دانم شاید تند باشد ولی به نظرم این کافران کار را به جایی رسانده اند که، تهدید به تداوم  این هتک حرمت ها به سایر اماکن متبرکه اسلامی از جمله حرم مطهر حضرت زینب(س) کرده اند.

تكنیك های قرآنی برای اصلاح سبك زندگی

یکی از اهداف قرآن مجید با دستورات سازنده و مفید خود این است که به ما قانون زندگی را بیاموزد قانونی که با عمل کردن به آن می توانیم به قله سعادت و خوشبختی دست پیدا کنیم چرا كه زندگی ما آدم ها نیز مانند بسیاری از كارهای دیگر برای خودش قوانینی دارد كه اگر آنها را اجرا نكنیم مجبور هستیم كه روزی زانوی شكست را بر زمین بگذاریم و یك عمر را در حسرت رسیدن به خوشبختی و موفقیت سپری كنیم.

یكی از این آیات، آیه 77 از سوره مباركه قصص است تا با چهار تكنیك موفقیت و به عبارتی دیگر سبك زندگی در این آیه آشنا شویم :

(وَ ابْتَغِ فیما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ : و با آنچه خدایت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مكن، و همچنانكه خدا به تو نیكى كرده نیكى كن و در زمین فساد مجوى كه خدا فسادگران را دوست نمى‏دارد.( القصص : 77)

تكنیك اول : باید به فکر آینده باشیم (وَ ابْتَغِ فیما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ)

آیات الهی همه انسان ها را توصیه می کنند تا علاوه بر اینکه از زندگی در حال نهایت استفاده را می برند ،به فکر آینده خود نیز باشند و توشه ای مناسب برای آینده مهیا کنند.

این آینده نگری هم می تواند نسبت به سرای آخرت باشد كه این قسمت از آیه به آن اشاره دارد و هم میتواند نسبت به دنیایی كه در آن زندگی می كنیم باشد بدین صورت كه ما از هم اكنون برای زندگی خود برنامه ریزی كنیم و اهدافی را كه قرار است به آنها برسیم تعیین كنیم و در مرحله بعد برای رسیدن به آن اهداف نهایت سعی و تلاش خود را بكار ببندیم.

 

ادامه دارد ...

فرزند آيت ا...العظمي زنجاني از مومنان خواست براي بهبودي ايشان دعا کنند

 

فرزند آيت ا...العظمي حسيني زنجاني از مومنان خواست براي سلامتي و بهبودي ايشان دعا کنند. حجت الاسلام حاج سيدمحمدباقر زنجاني روز گذشته در گفت وگو با خراسان، درباره وضعيت جسماني آيت ا...زنجاني اظهار کرد: امروز (يکشنبه) حالشان نسبت به قبل بهتر شده است اما نيازمند دعاي مومنان هستيم.وي افزود: معظم له نزديک دو هفته است که در منزل بستري و تحت نظر پزشکان هستند. وي در پاسخ به اين سوال که آيا تاکنون وضعيت ايشان به اين وخامت بوده است، گفت: قبلا تا اين اندازه وضعيت جسماني ايشان نامناسب نبوده است.حجت الاسلام زنجاني در پاسخ به درخواست خبرنگار ما براي حضور در منزل معظم له و عيادت از ايشان اظهار کرد: ايشان فعلا در منزل بستري هستند و امکان ديدار مهيا نيست و در فرصت ديگري پذيراي شما خواهيم بود. آيت ا...العظمي حسيني زنجاني (دام ظله) که هم اکنون نود و دو سال دارند، از شاگردان برجسته آيت ا...بروجردي، حضرت امام خميني(ره) و علامه طباطبايي هستند و سال هاست در حوزه علميه مشهد به تدريس و تربيت طلاب و ترويج معارف اسلامي اشتغال دارند. بيت معظم له نيز محل مراجعه دانشجويان، دانشگاهيان و علاقه مندان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است.

عزیز ما، ای وصی امام عشق ( سید علی خامنه ای )

آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت در مانده اند،اما شما خوب می دانید که سرچشمه ی این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست.

خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می دارم و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم .
ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما شفقت صبح را داشت شب انزوای ما را شکست.
شهید سید مرتضی آوینی

مهمان حضرت زهرا(س)....

تو شب های عملیات...هر کسی که مادر نداشت دنبال سربند "یا زهرا" می گشت....هر که بیشتر به خانم ارادت داشت از ناحیه پهلو ترکش می خورد....انگار ترکش ها هم می دانستند باید کجا را نشانه بگیرند.پشت پیراهن خیلی هاشون نوشته بود:"میروم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم..."راستی...این ها چقدر مادری بودند....

رمز عملیات یازهرا(س)...شهادت

رمز عملیات (کربلای ۵) به نام فاطمه زهرا (س) بود . مفاتیح رو باز کرد زیارت حضرت زهرا (س) آمد . شروع کرد به خواندن و خیلی گریه کرد . با شروع عملیات کربلای پنج بارها گفته بود: "ما مزد خویش را در این عملیات خواهیم گرفت".سه روز بعد در همین عملیات، مصادف با شب شهادت حضرت زهرا(س) بود به دیدار معبود شتافت.

(شهید عبدالله میثمی)



خون گلو....اسم بی بی...

عشق او به خانم صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بیشتر از این حرف ها بود که به زبان بیاید، یا قابل وصف باشد. یک بار بین بچه ها گفت: دوست دارم با خون گلوم، اسم مقدس مادرم رو بنویسم.به هم نگاه کردیم. نگاه بعضی ها تعجب زده بود: اینکه می خواست با خون گلویش بنویسد، جای سوال داشت. همین را هم ازش پرسیدم. قیافه اش محزون شد گفت: یک صحنه از روز عاشورا همیشه قلب منو آتیش می زنه!

با شنیدن اسم عاشورا، حال بچه ها از این رو به آن رو شد. خودش هم منقلب شد و با صدای لرزان ادامه داد: اون هم وقتی بود که آقا ابا عبدالله (ع)خون حضرت علی اصغر(ع) رو به طرف آسمان پاشیدند و عرض کردند: خدایا قبول کن؛ من هم دوست دارم با همین خون گلوم، اسم مقدس بی بی رو بنویسم تا عشق و ارادت خودم رو ثابت کنم. جالب بود که می گفت: از خدا خواستم تا قبل از شهادتم، این آرزو حتماً برآورده بشه. توی عملیات والفجر۱ به آرزوش رسید . من خودم دیدم که روی یک تخته سنگ، با همون خونی که از گلوش می اومد، اسم مقدس بی بی رو نوشت.

(خاک های نرم کوشک)



ترکش به پهلو و بازو....

ائمه اطهار رو دوست داشت ولی علاقه اش به حضرت زهرا (س) خیلی بیشتر بود. ورد زبونش یه جمله بود. همش می گفت: " دوست دارم، دست خود را گه به صورت، گه به پهلو، گاه بر بازو بگیرم" و شگفت اینکه بر اثر ترکش توپ به صورت، پهلو و بازو در عملیات کربلای ۱۰به لقاءالله پیوست.

(شهید فریدون کرمی)



مهمان حضرت زهرا(س)....

گفت: خواب دیدم همین اطرافم، بعد یکی به‌ اسم صدام زد، نگاهی به دوربرم انداختم، صدا از تو چادر حسینه گردان می‌آمد، اما صدا یک جورایی غریبانه و خاص بود، حیرت کردم!؟ مثل اون صدا تابه‌حال هیچ کجا نشنیده بودم. آرام و بی‌تاب و بی‌قرار، گوشه چادر را کنار زدم، پر شدم از عطر ناب، در دم فرو ریختم. ناگهان اندیشه‌ای مثل یک وحی ریخت توی دلم. مقابل تکه‌ای از نور زانو زدم. مثل وقتی که مقابل ضریح آقا علی‌بن موسی‌الرضا(ع) می‌خواستم سلام بدهم، با اشک و بغض و بی‌قراری گفتم: السلام علیک یا فاطمه زهراء...

حال غریبی پیدا کردم، من و حضرت زهرا(س)...

حضرت فاطمه زهرا(س)، آقا امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دو طرفش نشسته بودند.

آن‌قدر مبهوت و متحیر بودم که کلامی برای گفتن نیافتم، دوباره سلام دادم، به آقا امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، به اصحاب عاشورایی، به مولا علی(ع).

حضرت زهرا(س) فرمودند: پسرانم، حسن و حسین، سلام خدا بر شما باد، ایشان (نورالله) چند روز دیگر مهمان ما خواهد بود.

بعد، آقا امام حسین(ع) دست روی سرم کشیدند و من ناگهان از خواب پریدم...

طولی نکشید که نورالله ملاح با اصابت مستقیم راکت هواپیمای دشمن، به شکل غریبانه‌ای، مظلومانه شهید شد، و چنان پودر شد که چیزی از جنازه‌اش باقی نماند.

 

منبع: تبیان

انتقاد سردار صفوی از وضعیت دانشگاه ها

وی با اشاره به برخی تلاش‌های صورت گرفته در زمینه تحقیق و پژوهش در موضوعات فرهنگی گفت: باید قبول کنیم که امروز دانشگاه‌های ما وضعیت خوبی ندارند و باید در این زمینه تلاش بیشتری صورت بگیرد. روحیه جوانان تغییر کرده و ما باید آنها را درک کنیم و کاری کنیم که از لحاظ فکری و عاطفی بر آنها تاثیرگذار باشیم.

ادامه نوشته