هفتم: سائل هفتم از جا برخاست. پرسید :
یا علی، به من بگو الان جبرئیل امین در کجاست؟
امیرالمومنین یک نگاه به آسمان کرد و یک نگاه به سمت راست و نگاه به سمت چپ و نگاه به پشت سر.
فرمود: تمام آفرینش را نگریستم، جبرئیل را ندیدم. جبرئیل باید خودت باشی. ناگهان جمعیت دیدند این سوال کننده از وسط جمعیت خارج شد. فهمیدند او خود جبرئیل امین بود.
 
هشتم: سائل هشتم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:
یا علی، اگر سگی با گوسفندی مقاربت کردند، بچه ای متولد شد، این بچه حکم سگ را دارد یا حکم گوسفند را؟

ابن ابی الحدید وقتی به اینجا رسید، تاسف می‌خورد. می‌گوید ای کاش آن شب در پای خطبه سلونی علی بن ابی طالب انسان‌های فهیم و فرهیخته ای حضور می‌داشتند که سوالات عمیق علمی و حکمی از محضر مولا می پرسیدند تا پاسخ مولا برای ما آیندگان بماند ولی افسوس ... بعضی آدمهایی که پای خطبه‌ی سلونی مولا علی نشسته بودند، آدمهای عوام ِ کم سوادی بودند که سوالات شان از این نوع بود که چنین سوالی کردند!! مولا علی، علیه السلام، این سوال را هم بی پاسخ نگذاشتند ...
 
اميرالمؤمنين فرمود: بروید ببینید این بچه علف می خورد یا استخوان می چرد؟ اگر علف می خورد، گوسفند است و اگر استخوان می چرد، سگ است.
سائل بلند شد و گفت: یا علی، گاهی می‌ بینیم علف می‌خورد، گاهی استخوان می چرد.
فرمود: بروید ببینید آیا مانند گوسفند می‌نشیند یا مانند سگ؟
سائل بلند شد و گفت: یا علی، گاهی مانند گوسفند می‌نشیند و گاهی مانند سگ.
فرمود: بروید ببینید آیا مانند گوسفند آب می‌نوشد یا مانند سگ آب می خورد؟
سائل باز هم گفت: گاهی مانند گوسفند آب می‌نوشد و گاهی هم مانند سگ آب می خورد.
فرمود: بروید ببینید آیا مانند گوسفند بول می‌کند یا مانند سگ؟
سائل باز هم بلند شد و گفت: یا علی، گاهی مانند گوسفند بول می‌کند و گاهی مانند سگ.
فرمود: بروید ببینید آیا در اول و وسط گله راه می رود یا آخر گله؟ اگر اول و وسط گله راه می رود گوسفند است، اگر آخر گله راه می رود سگ است.
سائل باز هم بلند شد و گفت: یا علی، گاهی اول، گاهی وسط، گاهی هم آخر گله راه می رود.
فرمود: پس او را بکشید، اگر شکمبه دارد، گوسفند است و اگر شکمبه ندارد، سگ است.
این سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست.
 
نهم: از مولا پرسیدند: چه کنیم تا مشکلات زندگی در نظر ما کوچک آید؟
امیرالمومنین پنج نکته را در ارتباط با این سوال بیان فرمودند:
1-هرگاه یک مصیبت و مشکلی در زندگی شما پدید آمد، شما مشکل بزرگتر از آن را در ذهن خودتان مجسم کنید و به خود بگویید اگر به جای این مشکل وارده، آن مشکل بزرگتر بر سر من فرود می آمد، چه می‌شد؟ اگر مشکل بزرگتر را در ذهن مجسم کنید، تحمل این مشکلی که بر سر شما وارد شد، بر شما آسان خواهد شد.
2-رنج یک مصیبت را بر گذر زمان پخش کنید، تقسیم و توزیع کنید.
3-باور کنید که رنج و غم و مشکل زندگی پایان پذیر است . هیچ غم و غصه ای برای همیشه در زندگی شما باقی نمی‌ماند . هرمشکلی یک مدت زمانی دارد . تا یک مدتی در زندگی شما می ماند ، ماموریت خود را به انجام می رساند ، به اهداف خودش دست پیدا می‌کند و بعد زندگی شما را ترک خواهد گفت. مشکلات پایان پذیر است.

4-آنچه بود و رفت، مثل آن که نبود. 
5 . آنچه به دست نیامد ، مثل آن که بود و رفت .
 
سوال کننده نهم هم ، جواب سوال خود را گرفت و نشست .
 
دهم: سائل دهم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه بلند شد و پرسید:
یا علی، غذای روح انسان کدام است؟
امیرالمومنین فرمود: سه چیز است؛
1-ذکری که از زبان تان عبور نماید و به قلب شما راه پیدا کند.
2-توبه ای که نصوح باشد یعنی انسان دیگر به آن گناه بازگشت ننماید.
3-موعظه ای که بر جان بنشیند و قلب آدم را زیر و رو کند .
سائل دهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست.
 
یازدهم: سائل یازدهم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه بلند شد. پرسید:
یا علی، به من بگو خداوند چند قوه در وجود انسان قرار داد؟ قوای وجودی انسان کدامند؟
امیرالمومنین فرمود: چهار قوه؛
1-قوه‌ی عاقله، که بزرگترین سرمایه ای ست که خدا در اختیار بشر قرار داد.
2-قوه‌ی حافظه، که سبب می‌شود آنچه را فرا می‌گیرید، در ذهن و دلتان حفظ شود. اگر خدا این قوه‌ی حافظه را به شما نمی‌داد.
شما اسم تان را فراموش می‌کردید  آدرس خانه تان از یادتان می رفت و راه را گم می‌کردید .
3-قوه‌ی عاطفه، خدا این سرمایه را به ما داده که به کمک این سرمایه آنچه را برای خود می خواهیم، برای دیگران هم بخواهیم و آنچه را برای خود نمی پسندیم، برای دیگران هم نپسندیم و به دیگران مهر بورزیم.
4-قوه‌ی وجدان، امکان ندارد انسان فرمان وجدان را زیر پا بگذارد مگر اینکه گرفتار تلخی عذاب وجدان خواهد شد.
این سوال کننده یازدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
 
دوازدهم: سائل دوازدهم پرسید:
کدام جاندار بود که از شکم جاندار دیگر بیرون آمد در حالی که بین آنها نسبت و نسبی نبود؟
امیرالمومنین فرمود: حضرت یونس پیامبر که از شکم ماهی بیرون آمد، در حالی که هیچ نسبتی بین او و ماهی وجود نداشت.
سوال کننده دوازدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .