سرباز احمدی هیچ گاه فوتبال نمیبیند
سرباز احمدی هیچ گاه فوتبال نمیبیند

اگر نگاهی به تقویم بیندازیم، متوجه میشویم که در روزهای مبارکی به سر میبریم؛ ایام ماه مبارک رجب. به همین خاطر به هر گوشه شهر نگاه میکنیم مراسم جشن و سرور عروسی به پاست. همین چند روز پیش بود که خبر ازدواج یکی از جوانان این مرز و بوم در گوشه کوچکی از یک نشریه ورزشی چاپ شد!
به نوشته «جوان»؛ البته این تازهداماد نه فوتبالیست بود و نه مربی؛ بلکه یک سرباز وظیفه ساده بود که البته مدتی است سربازیاش تمام شده و به لطف این فوتبال تهوعآور ایران، هیچ شغلی ندارد. سرباز احمدی که متأسفانه نگارنده هم نام کوچکش را فراموش کرده، سه سال پیش از روستایی دورافتاده و به خاطر خدمت به میهنش عازم خدمت وظیفه شد. نمیدانم از بخت بدش بود، یا شانس خوبش که اصفهان محل خدمتش تعیین شد و درست بیست روز مانده به پایان دوره خدمتش به عنوان نیروی یگان ویژه روانه ورزشگاه نقش جهان اصفهان شد تا در بازی سپاهان ـ پرسپولیس مراقب حرکات تماشاگران باشد.
از بخت بد سرباز گمنام، آن روز سرخپوشان تهران و زردپوشان اصفهان مدتی بود بدجور با هم رقابت داشتند و تماشاگرانشان هم مدام با یکدیگر درگیر میشدند. تا اواسط بازی همه چیز خوب بود، اما به دلیل گلی که پرسپولیس وارد دروازه سپاهان کرد، ناگهان نقش جهان منفجر شد و هواداران سپاهان که به شدت از این موضوع عصبانی بودند، چند عدد از همان ترقههای دستساز و معروفشان را به سمت زمین پرتاب کردند. اما تنها یکی از آنها برای نابودی زندگی سرباز احمدی کافی بود. فاجعه بالاخره رخ داد و کسی که تنها برای انجام وظیفهاش به ورزشگاه آمده بود، نابینا شد.
البته این ماجرا سروصدای زیادی به پا کرد و هر روز یک نفر به دیدن سرباز احمدی رفت و با وعدهاش دلش را خوش کرد. البته مسئولان باشگاه سپاهان به عنوان مقصران این ماجرا اصلا کوتاهی نکردند و هر روز با یک وعده جدید دل جوان نابیناشده را خوش کردند؛ یک روز وعده استخدامش در کارخانه فولاد سپاهان را دادند و یک روز دیگر گفتند برای مداوا به خارج میبریمت. با گذشت مدتی از این ماجرای تلخ و وحشتناک، جناب ساکت در برابر سوال خبرنگارانی که از این موضوع میپرسیدند، کلا منکر همه چیزشد و گفت: آقا چرا شلوغش میکنید، حالا یه چیزی شده، اصلا مگه ما مقصریم که این آقا نابینا شده!
البته کمیته محترم انضباطی در آن زمان این باشگاه پرمدعا را محکوم به پرداخت 70 میلیون تومان به این سرباز آسیبدیده کرد. اما از آنجا که باشگاه فرهنگی ـ ورزشی سپاهان همیشه از امتیازهای ویژهای بهرهمند است، حکم قانونی کمیته انضباطی را به نحوی پیچاند و حتی یک ریال هم به سرباز احمدی نپرداخت.
حالا درست در روزهایی که قهرمان لیگ برتر به یمن بودجه میلیاردیاش که البته از محل بیتالمال تأمین میشود، عین ریگ پول خرج میکند و مربی میلیاردی استخدام میکند، با ستارههای پوشالی که از زدن یک روپایی ساده عاجزند، میلیارد ـ میلیارد قرارداد میبندد، درست در همین روزها سرباز قصه ما مشغول برپا کردن جشن عروسیاش است؛ جشنی که در آن داماد به برکت فوتبال مزخرف این مرز و بوم، عروسش را هرگز نخواهد دید و از مراسم دامادیاش تنها سر و صدای اطرافیانش را میشنود و بس.
داماد امروز و سرباز وظیفه دیروز، به لطف هموطنان اصفهانی، تا آخر عمر از دیدن این دنیا محروم شد و حالا باید با عصای سفید پای سفره عقد بنشیند و احتمالا از فردای عروسیاش مدام در فکر تأمین مخارج سرسامآور زندگیاش باشد که چگونه باید با این شرایط کار کند.
به بهانه چشمان سرباز احمدی و احمدیها و بودجه بیتالمالی که هر ریالش به همه فرزندان این سرزمین تعلق دارد، تیم سپاهان دو بار قهرمان لیگ برتر شد؛ به آسیا رفت و نایب قهرمان شد و حالا به قول مدیرعاملش، پرافتخارترین تیم ایران است.
اصلا چرا باید سپاهانیها به احمدی خسارت چشمان نابیناشدهاش را بدهند، میخواست خودش مواظب باشد تا ترقه تماشاگران پرشور اصفهانی به چشمش نخورد!
باشگاه فرهنگی ورزشی سپاهان هزینههای مهمتری دارد؛ بستن قرارداد خرید بازیکنان دوزاری البته با خرج میلیاردی، استخدام مربیانی که رقم قراردادشان هفت تایی است و در آخر هم خرید جعبههای متعدد پولکی زعفرانی و کنجدی(!) برای اهالی فوتبال! ولی نباید بوجه دولتیاش را خرج چنین مصارف بیهودهای کند.
حالا احمدی است و یک عمر تاریکی و احتمالا تنفر خانوادگی از هر چه فوتبال و فوتبالیست است؛ تا آخر عمر.
البته زیاد هم نباید به سپاهانیها خرده گرفت؛ چراکه این روزها همه فوتبال ایران به فساد گرفتار شده است؛ ورزشی که روزگاری برای کشور افتخارآفرین بود، حالا تا گلو در دلالی و باندبازی و رشوه فرو رفته و البته ظاهرا هم زیاد از این وضع ناراضی نیست. بالاخره هر کس سهم خودش را از این سفره 300 میلیاردی فوتبال میگیرد.
مدیران عاملی که امروز جلوی دوربین دم از فرهنگسازی میزنند و فردا با یک بازیکن که از سر تا پای قیافهاش مشکل منشوری دارد، با افختار عکس یادگاری میگیرند و قراردادهای نجومی البته نه از جیب مبارک، بلکه از جیب دولت امضا میکنند.
خدا به همهمان رحم کرد که جام جهانی است و سر همه گرم دیدن فوتبال واقعی است وگرنه معلوم نبود این آقایان و بازیکنانشان هر روز با چه سر و وضعی جلوی دروبین عکاسان ژست میگرفتند و عکسسان روی جلد میرفت.
واقعا خدا را شکر که هر چهار سال یک بار جام جهانی برگزار میشود و فوتبال دوستان واقعی میتوانند این رشته جذاب را ببینند و درک کنند وگرنه معلوم نبود که با دیدن این ستارههای کاغذی که در لیگ پوشالی ایران کرور کرور پول میگیرند، و از زدن یک بغل پا هم عاجزند همهمان از فوتبال متنفر میشدیم.
راستی باید از باشگاه سپاهان به خاطر هدیه ارزشمندی که به سرباز احمدی داد تشکر کنیم، هدیهای به نام نابینایی که باعث شد او هیچ گاه این فوتبال تهوعآور را نبیند.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۹ ساعت 19:9 توسط نگارنده
|
خوشا آنانكه جانان مي شناسند/