دوری من از دوربین به خاطر بیاخلاقیهاست
نگار حسینی
محمدعلی کشاورز هنرمند پیشکسوت متولد سال 1309 در جلفای اصفهان است. طبع هنری و میل مردم این دیار به هنر باعث شد که کشاورز از همان دوران کودکی به بازیگری علاقهمند شود. او بازیگری را با حضور در هنرستان و سپس دانشکده هنرهای دراماتیک آغاز کرد. او مدتی در رشته پزشکی به تحصیل پرداخت اما روحیه او با طب سازگار نبود و ترجیح داد که بهدنبال عشق و علاقهاش در عرصه بازیگری برود. او معتقد است که جوانها باید بهدنبال عشق و علاقهشان بروند و مطمئناً در آن عرصهای که به آن علاقه دارند، موفق شوند. او معتقد است شرط اصلی برای هنرمند شدن، انسانیت است و یک هنرمند زمانی میتواند به جایگاه واقعیاش دست پیدا کند که به مردم احترام بگذارد چرا که هنرمند باوجود مردم است که هویت پیدا میکند. با کشاورز که جزو آخرین بازماندههای طلایی پیشکسوتان است، گفتوگویی انجام دادیم که خواندنش خالی از لطف نیست.
آقای کشاورز شما جزو آخرین بازماندگان نسل طلایی و پیشکسوت بازیگران هستید، بهنظر شما اساساً چه تفاوتهایی بین نسل قدیم و نسل جدید بازیگران وجود دارد؟
بهنظر من تفاوت بسیار زیادی بین بازیگران نسل جدید و نسل ما وجود دارد. متأسفانه بیشتر بازیگران جوان بهدلیل شهرت و مادیات بهدنبال این کار آمدهاند و هیچگونه مطالعه درمورد حرفه خودشان ندارد و متأسفانه تیراژ کتابهایی که در زمینه بازیگری وجود دارد، بسیار کم است و همین تعداد کم هم فروش چندانی ندارد. یک بازیگر باید در درجه اول با ادبیات کشورش و در مراحل بعدی با جغرافیای کشور خودش آشنا باشد و با سفر به مناطق مختلف، فرهنگهای متفاوت را بشناسد. قطعاً فرهنگ یک اصفهانی با یک تهرانی متفاوت است و یک بازیگر باید بهخوبی با این تفاوتها آشنا باشد. الان وضع سینما به سمتی رفته است که همه برای پول کار میکنند و تهیهکنندهها فقط میخواهند که یک کاری بسازند و بعد پولش را بگیرند و بازیگران هم بیشتر به فکر شهرت و پول هستند.
متأسفانه میتوان گفت نسل جدید بازیگران بهخوبی با مفهوم فرهنگ و هنر آشنا نیستند.
با هر یک از پیشکسوتان که صحبت میکنیم به این تفاوت اشاره میکنند ولی هیچیک به این مسأله اشاره نمیکنند که ریشه این تفاوتها در چیست؟
خب بازیگران نسل گذشته اهل مطالعه بودند و بدون پشتوانه وارد این حرفه نمیشدند. نکته مهم در کار بازیگری این است که بازیگر باید حتماً تئاتر را خوب بشناسد اما متأسفانه اکثر بازیگران جوان حتی یکبار هم روی صحنه تئاتر بازی نکردهاند و خیلی از بچهها هنوز تجزیه و تحلیل فیلمنامه و نمایشنامه را نمیدانند. کار بازیگری کاری است که باید مدام برای آن تمرین کرد و مرارتهای زیادی بههمراه دارد اما نسل جدید بازیگر، زیاد اهل تمرین کردن نیست و بیشتر به مسائل ظاهری میپردازد، درصورتی که الان در سینمای جهان دیگر چهره و ظاهر مهم نیست، نکته مهم و قابل اهمیت بازی خود «بازیگر» است. خیلی از بازیگرانی که در سینماهای مطرح دنیا فعالیت میکنند شاید چهره زیبایی نداشته باشند اما وقتی بازی میکنند، زیبایی را با بازی خود به تماشاچی القا میکنند البته صحبتهایی که در مورد نسل جدید سینمای ایران مطرح کردم تقریبی بود و هستند کسانی که روح بازیگری برایشان مهم است. امید همه دنیا به نسل جوانش است و چشم امید ما همین جوانان است تا با فعالیت خود فرهنگ این کشور را بسازند. به عقیده من باید بستری را فراهم کنند تا افرادی وارد این حرفه شوند که عاشق این حرفه و در بازیگری مستعد هستند، چرا که ورود افراد مستعد به بالا بردن سطح کیفی این عرصه کمک زیادی میکند.
به نظر شما چه عواملی باعث ماندگاری بازیگران میشود؟ به عقیده شما بازیگران باتوجه به رعایت چه پارامترهایی به ماندگاری میرسند؟
یک بازیگر هیچوقت از مردم جدا نیست اگر مردم نباشند بازیگر هیچ ارزشی ندارد و این مردم هستند که به یک بازیگر ارزش و هویت میدهند. یک بازیگر برای ماندگار شدن باید دارای اعتقادات درستی باشد وقتی جلوی دوربین یا صحنه قرار میگیرد با پاکی و طهارت بازی کند تماشاگر خیلی زود، پاکی و ناپاکی بازیگر را میفهمد. وظیفه اصلی یک بازیگر این است که برای مخاطب و مردم ارزش قائل باشد و بداند که اگر مردم نباشند او به هیچجا نخواهد رسید.
شما اگر به عقب بازگردید و پرونده بازیگرانی را نگاه کنید که به ماندگاری رسیدند، متوجه خواهید شد تنها افرادی به ماندگاری رسیدند که با مردم بودند و در کنارشان قرار گرفتند اما افرادی که حتی درمقطعی شهرت زیادی داشتند اما با مردم نبودند، خیلی زود فراموش شدند.
این روزها سطح فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی نزول پیدا کرده است و دلایل متعددی برای علت این ضعف مطرح شده است، بهنظر شما علت این مشکل چیست؟
عمده و اساسیترین مشکلی که در سینمای ایران وجود دارد، ضعف فیلمنامه است. متأسفانه نویسندههای ما بهطور دقیق درام را نمیشناسند و این نشناختن مربوط به بیگانه بودن نویسندگان با تئاتر میشود. متأسفانه خیلی از نویسندهها فیلمنامهنویسی را با داستاننویسی اشتباه میگیرند و این یک حقیقت است که البته جای تأسف دارد. مشکل دیگری که در سینما وجود دارد و واقعاً کار بسیار زشتی هم هست، پشت سرهم حرف زدن و بدگویی کردن افراد و خصوصاً بازیگران در مورد یکدیگر است. درحالی که این کار اصلاً درست نیست، یکی از عوامل عقب نگهداشتن ما اختلافهایی است که در درون و بطن سینمای ما و مابین افرادمان وجود دارد.
بهنظر شما بازیگری شغل قابل اتکا و قابل اعتمادی برای جوانان است، منظورم این است که با اتکا به این شغل میتواند روی آیندهشان حسابی باز کنند یا...؟!
جوانان باید قبل از انتخاب شغل اول باید دقت کنند که آیا به آن علاقه دارند یا خیر و بعد وارد آن بشوند؛ یعنی با شناخت و آگاهی شغلشان را انتخاب کنند من خودم قبل از ورود به بازیگری، در دانشگاه پزشکی قبول شدم اما جلسه اول در اتاق تشریح حالم بد شد و به این نتیجه رسیدم که من به درد این کار نمیخورم و به همین دلیل پزشکی را نیمهکاره رها کردم. منظورم این است که افراد باید ببینند روحشان به کجا تعلق دارد و درکجا میتوانند به بهترین شکل ممکن از نبوغ و استعدادشان استفاده کنند، نکته بعدی این است که آنها هیچوقت نباید فراموش کنند که به این مملکت تعلق دارند. همه ما میمیریم و آنچه از ما به جا میماند، سرزمین ماست.
پس باید تلاش کنیم که کشورمان هر روز در زمینههای مختلف با پیشرفت، روز به روز آبادتر شود. همه ما باید در قبال این مملکتمان احساس دین و مسئولیت کنیم و اگر این احساس را در خودمان تقویت کنیم در جهت تعالی کشورمان گام برداشتهایم. مهم نیست در چه جایگاهی قرار داریم چه کارهایم و صاحب چه شغلی هستیم، مهم این است که مسئول باشیم. اگر جوانی میخواهد به حرفه بازیگری روی بیاورد باید خودش را در قبال این حرفه مسئول بداند به همین خاطر توصیه میکنم جوانها به دنبال رشتههایی بروند که به آن علاقه دارند و بهتر است که در این راه شیوه درست را برگزینند تا به مقصدشان از راه صحیح آن وارد شوند.
راه درست رسیدن به بازیگری چیست؟ شرکت در کلاسهای بازیگری یا ...!؟
خب این روزها کلاس بازیگری زیادی تأسیس شده است اما باید دید این کلاسها صلاحیت تربیت و آموزش جوانان در این رشته را دارند یا خیر؟ من خودم مدتی در یکی از کلاسها فعالیت کردم و بعد از سه ماه، دیگر با این مؤسسه همکاری نکردم چون احساس کردم نمیتوانم کار کنم و مهمترین دلیل این قطع همکاری، میل نداشتن هنرجویان با مطالعه بود. وقتی یکی از من خواست که در دانشگاه هنر به تدریس بپردازم گفتم که من صلاحیت تدریس را ندارم، چون معلم نیستم از طرفی دوست دارم در جایی که فعالیت میکنم، مفید واقع شوم و به افراد خدمت کنم. به عقیده من سطح کلاسهای بازیگری را باید افزایش داد و حتی در جذب هنرجویان در این کلاسها هم باید آزمون یا ورودی را در نظر گرفت، چرا که باید افرادی وارد این حرفه شوند که مستعد باشند نه اینکه افراد همین طوری بیایند و سطح علمی کلاسها را پایین بیاورند و همین مسأله باعث شود که طراوت و پویایی از کلاسها خارج شود.
خودتان بازیگری را چطور آغاز کردید، به طور تجربی آموختید یا به طور آکادمیک فراگرفتید. منظورم این است که به کلاسهای بازیگری رفتید، اصلاً آن زمان کلاسهای بازیگری مرسوم بود یا نه...!؟
نه من بازیگری را به طور آکادمیک آموختم چرا که شاید به طور تجربی و بدون حضور و شرکت در کلاسهای بازیگری و دانشگاه، فردی بازیگری را بیاموزد اما مطمئناً حضور در کلاسهای بازیگری دانش را در بازیگران به طرز چشمگیری افزایش میدهد به همین خاطر من ترجیح میدادم که بازیگری را از هنرستان هنرپیشگی آغاز کنم، آن زمان که به هنرستان رفتم حدود صد نفر در آنجا دانش میآموختند و بعد از مدتی برای این صد دانش آموخته، آزمونی را برگزار میکردند که از این بین بیست نفر به مرحله نهایی راه پیدا میکرد که من هم جزو این بیست نفر بودم. خوشبختانه در آن مقطع اساتید بسیار مجربی در این هنرستان حضور داشتند، آنها بسیار به ما سخت میگرفتند، شاید در آن مقطع این سختگیری باعث میشد که حسابی ناراحت شوم اما بعدها فهمیدیم که این سختگیریها صرفاً به نفع خودمان و برای بالا بردن سطح دانشمان بود. آنها واقعاً اساتید دلسوزی بودند زمانی که کنار دانش آموختگان با استعداد قرار میگرفتند به نتیجه مطلوبی دست مییافتند.
شما زمانی که در منزلید، پیگیر سریال و فیلمهای تلویزیونی هستید؟ یا نه چندان آثار تلویزیون را دنبال نمیکنید؟
من مدتهاست که راهی سینما نشدهام و فیلمی را ندیدهام. خیلی هم اهل تماشا کردن تلویزیون نیستم. به نظر من مردم ما به ویژه جوانها بیش از اندازه به برنامههای تلویزیون اعتیاد پیدا کردهاند و همین مسأله هم باعث میشود که از مطالعه باز بمانند. شاید به همین خاطر است که آمار سرانه مطالعه مردم تا این حد پایین آمده است.
ترجیح میدهم به جای آنکه صبح تا غروب وقتم را پای شبکه های تلویزیونی بگذرانم، بنشینم مطالعه کنم تا به بار دانشم افزوده شود. شاید باور نکنید اما تلویزیونی که من در خانه دارم متعلق به سال 51 است، از همان تلویزیونهای سیاه و سفید که این روزها جایش در موزه است. گاهی اوقات به رادیو فرهنگ گوش می دهم و از شنیدن حافظ با صدای بهروز رضوی نازنین لذت میبرم، اما بیشتر وقتم را با مطالعه پر میکنم.
یکی از مزایا و با تعبیر برخی شاید یکی از معایب بازیگری شهرت است که جزء لاینفک این حرفه است. شما با آن چطور کنار آمدید و شهرت را در کدام دستهبندی بازیگری قرار میدهید؟ آن را جزو مزایایش میدانید یا معایب؟
مسلم است که جزو مزایای آن میدانم. همنفس بودن با مردم برای من افتخار بزرگی محسوب میشود. من عاشق مردم هستم. از اینکه میبینم آنها من را مورد لطف و محبت قرار میدهند، واقعاً لذت میبرم. من همیشه برای مردم بیتوقع کاری را انجام میدهم و از آنها هیچ توقعی ندارم. من دستمزد خودم را از مردم دیارم گرفتم. من خودم را از جنس همین مردم میبینم و کارکردن برای آنها، برای من شیرین و لذتبخش است، همیشه به نقدهای مردم حتی بیشتر از نقدهای کارشناسان اهمیت میدهم، به همین خاطر است که به نقدهای مردم کوچه و بازار گوش فرا میدهم و با دقت نقدهای آنها را بررسی میکنم و سعی دارم که نظریات آنها را بیشتر در کارهایم لحاظ کنم؛ چرا که ما برای آنهاست که بازی میکنیم. وقتی به یک شهرستان دور افتاده میروم و فردی ساده دل را میبینم که با خلوص نیت پیش من میآید و در مورد کارهای من نظر میدهد، احساس میکنم بهترین پاداش را دریافت میکنم.
با اینکه شما در آثار مختلفی حضور درخشانی داشتید اما پررنگ و ماندگارترین نقشی که ایفا کردید، «پدرسالار» بود. شما با این نقش در حافظه اذهان عمومی برای همیشه تثبیت شدید. اصلاً چطور شد که این سریال و با این نقش به ماندگاری رسیدید؟
پدرسالار یک اتفاق و جریان مهم در سریالسازی ما محسوب میشد. این سریال از موضوع بسیار خوبی برخوردار بود. سوژهای که آن روزها شاید دغدغه بسیاری از خانوادهها محسوب میشد. از طرفی اکبر خواجویی، کارگردان این اثر فردی بسیار شریف و کاربلد بود و توانسته بود بازیگران را به خوبی هدایت کند و از طرفی یکدلی حرف اول را در کار میزد و همه برای بالا بردن کیفیت کار تلاش میکردند. آن زمان بازیگران جوان بسیاری در این کار حضور داشتند که با حضور در کنار بازیگران پیشکسوت و توانایی مانند مرحوم جمیله شیخی و خیرآبادی بالانسی را به لحاظ بازی و سنی در کار ایجاد میکردند که هر چه بیشتر باعث جذابیت کاری میشد. این سریال برای من پر از خاطرههای خوب و به یاد ماندنی است. این سریال به شدت همهگیر شده بود. در زمان پخشش خیابانهای شهرها خلوت میشد. امیدوارم سطح سریالهایی که در تلویزیون ساخته میشود، افزایش پیدا کند و بتواند تأثیرگذاری نظیر آن سریال را داشته باشد.
شما در آن سریال بازی خاطرهسازی را هم با مرحومه خیرآبادی داشتید؟ از ایشان برای ما صحبت کنید؟
مرحومه خیرآبادی، زنی بسیار با شعور و فوقالعاده بود. هنرمندی نظیر ایشان واقعاً کم پیدا میشود. به نظر من ایشان در عالم هنر واقعاً جایگزینی ندارند و فردی بود که خالصانه برای فرهنگ و هنر مملکتش تلاش میکرد و با وجود فشار و سختی کار اما همیشه خوش اخلاق و با محبت بود و این مردمداریاش بود که او را فردی متمایز کرد.
من او را تنها 4 ، 5 روز قبل از فوتش به مناسبت تولدم ملاقات کرده بودم. او با وجود آنکه از تنهایی رنج میبرد اما همچنان پر از عشق و میل به زندگی بود. من با خانم خیرآبادی بارها و بارها همبازی بودم که گل آنها پدرسالار و فیلم «مادر» بود.
ما امسال متأسفانه هنرمندان زیادی را به ویژه در فصل بهار از دست دادیم، طوری که بهار 89 تبدیل به خزان برای عرصه هنر ما شد. به نظر شما چرا هنرمندان ما اینچنین در خاموشی ازدست میروند؟
این از ضعف ماست که فقط وقتی هنرمندی روی پاست، دائم به سراغ او میرویم و همین که گوشهنشین شد، او را به خاطرهها میسپاریم و تا روز مرگ و مراسم تشییعاش کسی سراغی از او نمیگیرد اما همین که فوت کرد، همه یادش میافتند و میگویند ای وای فلانی فردی بزرگ و فرهیخته بود، حیف شد که از دستش دادیم یا.... در حالی که در هیچ جای دنیا چنین رفتاری با هنرمندان نمیشود، اتفاقاً آنها وقتی سنشان بالا میرود تازه بیشتر قدرشان را میدانند و... در هر حال درگذشت نادره، محمود بنفشهخواه، رضا کرم رضایی، کیومرث ملک مطیعی، نعمت حقیقی و... واقعاً من را ناراحت و غمزده کرد و امیدوارم بستری فراهم شود که قدر هنرمندان را زمانی که زنده هستند، بدانیم، نه اینکه وقتی پیر شدند، تازه یادمان بیاید که کی بود و... در هر حال آن عزیزان رفتند و ما را با غمشان تنها گذاشتند.
این روزها ما شما را دیگر جلوی دوربین نمیبینم، این مسأله دلیل خاصی دارد یا ...؟!
یادم است زمانی که میخواستم وارد حرفه بازیگری شوم، دائم اساتیدمان به ما میگفتند شرط اصلی ورود به این حرفه اخلاق است اما ظاهراً امروز اخلاق اولین چیزی است که بعد از ورود به این حرفه زیرپا گذاشته میشود. کسی که اسم بازیگر را روی خودش میگذارد باید دارای اخلاق باشد تا الگوی خوبی برای مردم باشد؛ چرا که مردم روی هنرمندانشان یک حساب جداگانهای باز میکنند. من الان مدتی است که اصلاً نمیتوانم خودم را متقاعد کنم که جلوی دوربین قرار بگیرم که مهمترین دلیلش زیر پا گذاشتن اصول ساده اخلاقی است. الان اوضاع به گونهای است که تعامل چندانی میان کارگردانان و بازیگران وجود ندارد. من روزی در تلویزیون گفتم که بهتر است جوانان به جای روی آوردن به بازیگری به سمت یک حرفه مطمئنتر بروند؛ چرا که در این حرفه نه تنها شما امنیت شغلی ندارید بلکه نسبت به مسائل اخلاقی هم مصونیت ندارید. اکثر آدمها در این حرفه دنبال این هستند که خودشان را مطرح کنند و در این راه نادیده گرفتن خیلی چیزها برایشان ساده است. یادم است استاد تهرانی که به ما موسیقی تدریس میکرد، همیشه به ما میگفت که شرط اول برای هنرمند شدن آدم بودن است، یعنی اول آدم باشید بعد هنرمند. یادم است مرحوم دکتر فروغی، رئیس دانشکده هنرهای دراماتیک در آن دوران اگر فردی را می دید که ظاهری مناسب نداشت، اول به او تذکر میداد و اگر آن فرد نمیپذیرفت، عذرش را میخواست یعنی به بهانه حرفه هنری هر تیپی را نمیپسندید اما...
بعضی از بازیگرها معتقدند یکی از ضعفها و مشکلات سینما و تلویزیون ما این است که قراردادها به گونهای تنظیم میشود که همگی به نفع تهیهکننده است و همین موضوع باعث نادیده گرفتن حق و حقوق بازیگران میشود؟
من صددرصد با این حرف موافقم و به همین خاطر به جوانها توصیه میکنم که با دقت بیشتری قراردادها را بخوانند و از حق و حقوقهایشان دفاع کنند و اینطور نباشد به خاطر اینکه صرفاً میخواهند در اثری حضور پیدا کنند، تن به هر نوع قراردادی بدهند؛ چرا که بازیگران باید صاحب حق و حقوق باشند و به این حق و حقوقها هم احترام گذاشته شود تا خدای نکرده از آنها سوءاستفاده نشود.
شما صاحب تجربه و نگاه کارشناسانه در عرصه بازیگری هستید، در میان فیلمسازان و کارگردانان نگاه و دیدگاه چه کسی را بیشتر میپسندید و احساس میکنید که با شما همنظرتر است؟
علی حاتمی؛ چرا که ایشان یک فرد فرهیخته و دانشمند بود و قلم بسیار خوب و توانایی داشت. فردی بود که از پویایی خاصی برخوردار بود. او در نوع خودش یک جامعهشناس بود و به اوضاع و احوال جامعه کاملاً مسلط بود و به همین خاطر آثاری را که میساخت با مخاطبان ارتباط برقرار میکرد. او تاریخ را به خوبی میشناخت و با مطالعه کار میکرد. اینطور نبود که صرفاً فیلمنامهای به دست او برسد و او بخواهد روی آن کار کند، او روی هر اثری که میخواست بسازد، مدتها کار و راجع به آن مطالعه و تحقیق میکرد، به همین دلیل کارهایی که حاتمی می ساخت به جاودانگی رسید. به نظر من در سینمای ایران فردی مانند حاتمی وجود ندارد چرا که ایشان یک نمایشنامهنویس و در دانشگاه در این رشته تحصیلکرده بود و یکی از دلایل موفقیت او در فیلمسازی همین موضوع و اوج هنر علی حاتمی در سریال هزار دستان بود.
در فیلم «تاتارها» هم که یک محصول مشترک ایران، ایتالیا و فرانسه بود، حضور داشتید. کمی راجع به فضای این فیلم صحبت کنید؟
بله، این فیلم یک اثر خوبی بود که من آن را بسیار دوست داشتم. در این فیلم هم بازی کردم و از حضورم هم بسیار لذت بردم. این فیلم مستندی بود برای ارگ تاریخی بم که در آن به معرفی این اثر عظیم باستانی پرداختیم. زمانی که «تاتارها» را بازی میکردم یک حس غروری به من دست می داد؛ چرا که دیدن تاریخ کهن ایران بسیار غرور آفرین است اما صد حیف که با بروز وقوع زلزله، ما این بنای عظیم تاریخی را از دست دادیم تا آیندگان از تماشای آن محروم بمانند.
این روزها دیدن چه چیزی در جامعه آزارتان میدهد و دوست دارید در رفع آن گامی بردارید؟
اعتیاد، من وقتی جوانانی را میبینم که به سراغ اعتیاد میروند، قلبم به درد میآید. متأسفانه بسیاری از جوانان اصلاً راجع به مواد مخدر و آثار مخرب آن اطلاعی ندارند. متأسفانه الان یکسری مواد روانگردان هم تولید شده که تیشه به ریشه جوانها میزند، به نظر من باید بستری فراهم شود که جوانها سطح آگاهیشان نسبت به اعتیاد افزایش پیدا کند و به این مسأله پی ببرند که با ورود به محافلی که در آن انواع مواد مخدر وجود دارد، در عمل جوانیشان را تباه کردهاند. ما باید فکری به حال آنها بکنیم و جوانها را از این محافل دور نگه داریم و ذهن آنها را با ورزش و هنر پر کنیم.
به عنوان سؤال آخر، از جایگاهی که امروز در آن قرار گرفتهاید، راضی هستید؟
خدا را شکر بله، من به هر آن چیزی که میخواستم در زندگیام رسیدهام و از بابت آن هم خداوند را شاکر هستم، امیدوارم که مردم بعد از مرگم هم از من به نیکی یاد کنند. من خوشبختی را در آرامش و آسایش میبینم و به عقیده من پول خوشبختی نمیآورد به همین دلیل من خودم را خوشبخت میدانم.
منبع : رجا نیوز
خوشا آنانكه جانان مي شناسند/