حسین کربلایی سند مظلومیت، جنایت، حمایت و سکوت بود
سرویس دفاع مقدس ـ سردار شهید حسین کربلایی فرمانده گردان تخریب لشگر سرافراز 27 محمد رسول الله(ص)، از یادگاران دوران دفاع مقدس بود که پس از سال ها تحمل دوران جانبازی شیمیایی در روز 24 مهرماه امسال شهد شیرین شهادت را نوشید و به دیدار معشوق شتافت و در قطعه شهدای بهشت زهرا آرام گرفت.
به گزارش «تابناک» شهید حسین کربلائی در سن 53 سالگی به کاروان شهدای دوران دفاع مقدس پیوست تا گواهی باشد بر مظلومیت ایران در جنگ تحمیلی و استواری مردان گمنامی که با تحمل رنج های فراوان، آرامش و امنیت را برایمان ارمغان آوردند.
وی برادر شهیدان محسن و مجید کربلائی و فرزند نادعلی کربلایی شاعر نام آشنا و مداح اهل بیت عصمت و طهارت است.
از این شهید گرانقدر 5 فرزند به یادگار مانده است که دو تن از آنان در ایام 110 ماهه اقامت در مناطق جنگی به دنیا آمده تا ادامه دهنده راه پدر باشند.
در همین رابطه دریابان علی شمخانی در یادداشتی اختصاصی برای «تابناک» احساس خود را نسبت به این فرزند برومند ایران اسلامی به رشته تحریر در آورده است که در زیر می خوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
هر چه بیشتر تقلا کردم، احساسم فزونتر شد. امروز پس از فریضه صبح، نتوانستم چشم روی چشم بگذارم؛ شهید حسین کربلایی و تابوت روانش و دو دسته شدن تشییع کنندگانش که... عملدار نیامد آنها من را در درونم خوار کرده بود.
ندایی در درونم می گفت، دیروز در حالی توفیق حضور در تشییع این شهید را داشتی که لیستی از قصور، تقصیر و گناهت در زمان تشییع در ذهنت نقش بست و روح حسین کربلایی تو را در درونت به محاکمه کشید.
نتوانستم ننویسم. شهید حسین برادر شهید محسن و اخوی برادر شهید مفقودالاثر مجید، فامیل با مسمایی داشتند؛ «کربلایی».
کسی به اینها پایان زندگی شان را تحمیل نکرد، بلکه خود برگزیده بودند و آنها می توانستند مانند دیگران باشند و بمانند، ولی نام خانوادگی کربلایی، تنها یک نوشته در شناسنامه نبود، بلکه ذرات وجودی شان را شکل داده بود.
هنگامی که وارد امامزاده حسن برای کسب شرف و افتخار تشییع شدم، یکی از برادران تخریب چی دوستان شهید، از نفر دیگری خواست که درباره حسین به من بگوید تا در آغاز مراسم سخنرانی کنم. او در پاسخش گفت: ما چه بگوییم؟ حاجی که حسین را می شناسد؛ اگر حاجی حسین را نشناسد، پس چه کسی می شناسد؟!
هر دو راست می گفتند؛ از دور ما هم پلاک و هم آدرس و هم رزم بودیم؛ اما اولی هم بی راه نمی گفت که گذر زمان، هم عقبه ذهنی و هم آدرس های هویتی سابق را از من گرفته است؛ آدرس ها امروز دیگر شکلی شده اند و من و محیط تغییر پیدا کرده ایم.
به همین دلیل در زیر تابوت او، عرق شرمندگی با قطرات اشکم، با هم سعی در شستشوی وجودم را داشتند.
حسین، سند مظلومیت، جنایت، حمایت و سکوت بود.
سند مظلومیت بود که پس از پایان جنگ، 22 سال رنج مجروحیت شیمیایی را در خلوت خانوادگی به دوش می کشید و من و ما از او غافل بودیم.
سند جنایت رژیمی ددمنش و غیرماندگاری بود که در به کار گیری سلاح های شیمیایی از هیچ محکمه آخرتی و دنیایی ابایی نداشت.
سند حمایت و سکوت و خط مشی های یک بام و دو هوای غرب بود که در جنگ، نه تنها به کار گیرنده سلاح شیمیایی را در حد یک محکومیت محکوم نکردند، بلکه مواد اولیه و تخصص ساخت را یکجا در اختیار دشمنان گذارده اند.
اما بدانیم و بدانیم رزمندگان اسلام، همه نسبت به قاعدین زمان خویش، شجاعتر بودند. در میان آن شجاعان، طبقات گوناگونی بود و بچه های تخریب، همچون بچه های شناسایی و دیده بان های اداوات از شجاع ترین شجاعان بوده اند.
حسین کربلایی از آن تبار بود که در آن واحد، سیخ به زمین می زد و تیر به دشمن؛ در دو جبهه زمین مسلح و دشمن هشیار می جنگید تا راه را برای رزمندگان باز کند.
امروز هم حسین کربلایی برای هر آنکس که می خواهد روان و سبک برود، معبر بازکن است؛ معبر سعادت، آدرسی غیر از شناخت حسین ها ندارد که حق جو و حق شنو و حقگو بود.
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد...
خوشا آنانكه جانان مي شناسند/