چند نفر از قهرمان های موتور سواری کشور رو آورده بود جنوب.
یه مدرسه هم در اختیارشون گذاشته بود به عنوان پایگاه.
تیپ و قیافه و رفتارشون به بچه های جبهه نمی خورد. از همه بدتر این که، رسیده و نرسیده گفته بودند:"برامون کیسه خواب آمریکایی تهیه کنید!"
بچه ها کفری شده بودند و به دکتر می گفتند:" اینا دیگه کی اند برداشتی آوردی؟!"
دکتر هم مثل همیشه آروم جواب می داد:" این باب شهادت فرصتیه که شاید بعدها از بین بره.بذارید این ها هم از این فرصت استفاده کنند".
از رفتارشون که بگذریم واقعا قهرمان بودند.
مهم ترین و خطرناک ترین شناسایی ها و شبی خون ها رو همین موتورسوارها انجام می دادند.
طوریکه بعد از اون، شناسایی با موتور توی جبهه باب شد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

شهید دکتر مصطفی چمران
دانشمند فیزیک پلاسما (گرافت هسته ای) و وزیر دفاع
/مرگ از من فرار می کند،ص54